وقتی خودت خودت رو قبول نداری چطور انتظار داری بقیه قبولت کنن. وقتی کوتاه میای به بقیه این اجازه رو می دی که هر طور دوست دارن رفتار کنن. دیگه چه انتظاری داری
کفری ام. یعنی بودم. وقتی می خواستم اینو بنویسم شدید کفری بودم. الان یه کم از زمان فورانم گذشته.
از من دیلماج می شنوین هیچ وقت برای کسی که تحصیلاتش از شما کمتره یا تحصیلاتش نامرتبط با موضوع شغلی هست کار نکنین. این مسئله رو جدی بگیرین. واقعا دردسر ساز می شه بعدا.
و زمانی که جایی می رین دنبال کار کاملا شرح وظایفتون رو ریز به ریز بخونین و واوی رو جا نندازین.
کوتاه نیاین و نترسین که اگه یه وقت این شرط رو بذارم می گن وا چه پر رو پاشو برو بیرون. از خواسته هاتون کوتاه نیاین. اگه واقعا شما رو لازم داشته باشن بالاخره راه میان. قبل از شروع کار قرارداد ببندین و همه شرط ها رو توش بذارین شده قرارداد موقت و آزمایشی ولی بدون قرارداد کار نکنین. چون حرفی که امروز زده میشه تا فردا هزار جور می چرخه و وقتی به خودتون برمی گرده باورتون نمیشه که همون حرف بوده.
به کاری پایین تر از تواناییتون بله نگین و کاری خارج از وظایفتون هست انجام ندین. اکثر کارفرماها جنبه ندارن (کلی بود لطفا کسی به خودش نگیره) و سریع کاری رو که کردین به شرح وظایفتون اضافه می کنن.
وضعیت بیمه رو همون اول مشخص کنین و حتما شماره بیمه شرکت رو چک کنین و مطمئن شین که شرکت تحت بیمه هست.
اینا شاید در نظر اول بی مزه بیان و بگین این لوس بازی ها چیه اما سه ماه که کار کردین و بعد ازتون خواستن که تو صفحه تایپ کنین، کپی بگیرین ،... اون وقت هست که کم کم یه چیزی تو دلتون شروع می کنه به تکون خوردن و اذیت کردن.وقتی که هر کی یکم آورد یا آشتباه کرد اسم شما رو بیاره. وقتی نقش آچار فرانسه رو بازی کنین و در آخر هم تنها چیزی که بهتون برسه بازخواست باشه!
حالا اینا زیاد مهم نیست مهم این جاست که شما رو به خاطر کاری که وظیفه تون نیست بازخواست هم می کنن!!
من باعنوان فرم زن استخدام شدم. نه مترجم رسمی هستم نه مترجم غیر رسمی نه فرم ساز نه....
اما کار ویرایش و پرینت کردم، کار غیر رسمی ترجمه کردم، فرم ساختم و همه به زور بوده و آخر هم ...
منشی صدام کرده جلوی مشتری که چرا فلان کار پرینت نشده؟؟؟ تا اونجائیکه به من مربوط می شد کار ترجمه شده و چون مشخصات کامل نبوده چندین دفعه ازش خواستم با مشتری تماس بگیره و مشخصات رو بگیره کوتاهی کرده و مترجم رسمی هم کار و پرینت نگرفته و حالا من باید برای مشتری عصبانی بهانه بتراشم!!
اساسنامه 78 ماده ای آوردن فرمش رو نداریم چون مربوط به کلینیک خصوصی بود. تا قبل از این می دادن مترجم های بیرون فرم رو می ساختن اما به من که رسیده ... خانم خودت ترجمه کن فرمش رو هم داشته باشی! این شد که دو روز تمام 78 ماده و 18 تبصره و 4 صورت جلسه از بنده پذیرایی کردن!
کار غیر رسمی اومده در مورد پوشش اسلامی. منشی حوصله اش نمی کشه با مترجم غیر رسمی هماهنگ کنه و نتیجه چی میشه؟؟ دیلماج جان این که کاری نداره بزن بره عصری میان دنبالش!! هر چقدر هم بگی نمی شه وقت می بره لغات تخصصی داره و تو فرهنگ لغت مربوطه رو نداری ... کو گوش شنوا
دلیل جالبی هم میارن!! من که می خونمش به نظر راحت میاد. نمی دونم کی تاحالا کسی که یه کلمه انگلیسی بلد نیست با خوند ن دو جمله فارسی به این نتیجه می رسه که ترجمه اش راحته و کاری نداره. شاید وقتی یه متن رو بتونی بدون مشکل بخونی متن راحتی میشه!!
دارم یه کاری رو ترجمه می کنم. صدام می کنه. میرم اونجا میگه برام تو اینترنت ست دفتری پیدا کن. این میشه که بنده حدود 2 ساعت مچل میشم و نزدیک به صد و اندی صفحه براش باز می کنم تا ست دفتری انتخاب کنه.
آگهی دادن برای کمک منشی. تلفن یک ثانیه هم ساکت نمی مونه. چرا؟؟ چون تو آگهی فقز نوشتن لیسانس آقا. حتی ننوشتن که اونجا کجا هست. اینکه که همه زنگ می زنن. و اون روز به جای ترجمه کردن نقش منشی رو بازی می کنی و شب هم تو خواب جمله های مربوطه رو تکرار می کنی!
آبدارچی نداریم و صبح تازه از راه رسیدی و هنوز پشت کامپیوتر ننشستی که با لحن خاصی میاد پشت میز و میگه اگه صبح سماور رو روشن کنین از شان مترجمی تون کم نمی شه!!
اینا همشون جدا جدا اهمیت ندارن اما اگه همه باهم در طول هفته تکرار بشه روی هم تلنبار میشه و دچار فوران معهود میشی.
پ.ن: دوستان من اگه اینجا مطلبی رو می نویسم لزوما برای خودم اتفاق نیافتاده. اینجا را انتخاب کردم تا موضوعاتی که ذهنم رو مشغول می کنه بنویسم. پس خواهشا هر مورد رو به خودم ربط ندین.مگه هر کسی مطلبی بنویسه حتما باید برای خودش اتفاق بیفته. مثلا فردا بیام در مورد خیانت بنویسم می خوای بیای بگی هی کی بهت خیانت کرده که این مطلب رو گذاشتی!
پ.ن 2: راستی حالا که بحثش شد یه چند تا مقاله در مورد تفاوت سنی خوندم. یکی از مقاله هایی که تو صفحات یاهو پیدا کردم موضوع جالبی رو عنوان کرده بود.
دلیل گرایش به سمت روابط زن مسن/ مرد جوان (old woman/young man) رو قدرت گرفتن زن ها در جامعه بیان کرده بود. درگذشته مردها قدرت اجتماعی بیشتری داشتند و برای همین اکثرا با خانمهای جوان تر ازدواج می کردند. در جوامعی که هنوز مرد سالاری بر آنها حکمفرماست هم روابط مرد مسن/ زن جوان بیشتر به چشم می خوره چون مردها قدرت مانور و کنترل بیشتری بر زنان جوانتر دارند. اما هر چه قدرت اجتماعی زن بیشتر می شه گرایش به رابطه معکوس هم به مراتب افزایش پیدا می کنه چرا که زنها می تونن در کنار عشق از آزادی هم استفاده کنن و کسی دیگه نمی تونه کنترلشون بکنه.
پ.ن.3: خدا پدر مقاله های انگلیسی رو بیامرزه! مقاله های فارسی رو که بیست صفحه می خونی آخر نمی فهمی نویسنده چی می خواسته بگه. عمق فاجعه وقتی هست که یه مقاله نویس ایرانی هوس می کنه مقاله انگلیسی بنویسه!!
نمی دونم ما ایرانیها چرا اینقدر دوست داریم پرت بنویسیم . مقاله های ما مثال واضح از هر دری سخنی هست. استادمون همیشه می گفت این برای اینه که ذهن ما هم دقیقا این همه آشفته هست و انسجام نداره و همشه در آن واحد به صد تا چیز فکر می کنیم
پ.ن4: برای مثال جای دور نرین همین پست من خودش نمونه بارز این مسئله هست.
بذارین به حساب دوره نقاهت کفری بودنم!